خرید بک لینک
سال 97 تاالانش که خوب بوده و برامون خوشی داشته .عیدامسال سلعت تحویل خونه بودیم و شب حرکت کردیم سمت قشم .با سارا اینا ملیکا هم باهامون اومد تقریبا شهر به شهر رفتیم و گشتیم یزد خیلی قشنگ بود تاریخی . تق

برچسب: نویسنده: ساحل محبی تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 8:23

چهارشنبه بود که نماز عشا تموم کردم صدای زنگ بهم خبر دادن که فاطمه فوت کرد .درجا شوکه شدم بااینکه همش میگفتن امیدی نیست ولی من امیدداشتم خیلی باورش سخت بود ولی بالاخره تموم شد و رفت اونشب خیلی دلم میخ

برچسب: نویسنده: ساحل محبی تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 8:23

چند روزی از ماه رمضان گذشته من از چند روز قبلترش دارم روزه میگیرم با اینکه هوا خنکه و بارون میاد باز هم گرمه و تشنه و گشنه هم میشم همچنان . صبحا که میام دفتر و ظهر هم یه چرت میزنم سرم گرمه و یجورایی هم دیگه تا لنگ ظهر نمیخوابم چند ساعت هم زود میگذره این اولین کاریه که خیلی دوسش دارم و با علایق من جوره .هرچند که بابا مامان میلاد کلی غر زدن و نمیخواستن من بیام اینجا ولی من با پشتیبانی میلاد چند ماهه که دووم اوردم .

برچسب: نویسنده: ساحل محبی تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 8:23

این روزا نمیدونم چمه خوشحال ناراحت استرس چی از یه طرف نگران میلادم نمیدونم چیکار میکنه از یه طرف الکی میگه کنگره از یه طف کارای ضدونقیض نگران زندگیم ازاینکه حدود8ساله با همیم خدازوشکر زندگیم خوبه و

برچسب: نویسنده: ساحل محبی تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 8:23

بعد از طلاق محسن حدود یه سالی میشه که خونه بابا ایناس و هرجا رفتیم براش خاستگاری تقریبا بهم نمیخوردن و جور نمیشد تا این اخری که خداخواست و شرایطا جور شد قبول کردن و اکرم و محسن هم به وصل هم دراومدن .د

برچسب: نویسنده: ساحل محبی تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 8:23

محرم امسال هم عین سالهای قبل رفتیم دهملا مجید هم باهامون اومد و مامان ایناهم که ازقبل محرم رفته بودن . امسال خیلی هم دلم نمیخواست برم چون هنوزز رابطه ارماان باهامون شکرابه .چندروز قبل به محمد گفتم که بیاد اشتیشون بده میلاد راضی بود ولی ارمان قبول کرد و نخواست این قهر کردنا تموم بشه .خیلیم دیگه واسم مهم نیست نه دیگه حرص میخورم نه اصلا دیگه بهش فکر میکنم نشد که نشد فعلا که بابای رها هم هنوز راضی نشده که حتی برن خونشون واسه خاستگاری

برچسب: نویسنده: ساحل محبی تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 8:23

هفته پیش یهو دلم هوای شمال کرده و روحیم خراب میلاد هم گفت پاشو جمع کن بریم عاشق این روحیاتشم تا دلم بخواد سریع همه چیزو فراهم میکنه مژده و ملی هم باهامون اومدن خیلی هوا خوب بود و چسبید یه مدت بار هم

برچسب: نویسنده: ساحل محبی تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 8:23

این هفته تو تعطیلات قسمت شد و رفتیم مشهد باسارا . محمد البته خیلی خیلی شلوغ بود و نتونستیم دل سیر زیارت کنیم ولی خوب بود بااینکه باماشین رفتیم و کلا یه روز اونجا بودیم یکم دلمون باز شد این هفته هم قر

برچسب: نویسنده: ساحل محبی تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 8:23

صفحه بندی